موضوعات
آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان
گنجینه ی ادب پارسی چون که زن های ساده و بیکار / همه از جمله بنده و سرکار،
دور هم فرصتی به دست آرند / دوست دارند،دور بردارند
صحبت از بینی قمر بکنند / پشت هم غیبت از سحر بکنند
با سخن های کذب حال کنند / داد و فریاد و قیل و قال کنند
وای اگر حرف فال هم بشود / آن وسط قهوه نیز دم بشود
الغرض خانمی که توی محل / هست شیّاد و ناقلا و دغل
با همین قهوه از زنان ،به وفور / می کند استفاده ی ناجور
به هر آنکس مطابق حالش / گوید از آنچه دیده در فالش
مثلاً رو به دختری دمِ بخت / می دهد وعده که:«خیالت تخت،
که فلان شاهزاده با الگانس / رفته دنبال دختری خوش شانس
از قضا شاهزاده بین گذر / شده ماشینش از جلو پنچر
چشمش افتاده توی چشم شما / رفته از بخت خوش به حال کما
شده بی اعتنا به آن دختر / دیده چون دختری از آن بهتر!
تاج و تور عروس بی کم و کاست / داخل استکانتان پیداست
عکست افتاده صاف داخل فال / مژده بر تو عروس خوش اقبال!»
با همین حرف های بیهوده / همگی می شوند آلوده
چون که هر یک به شخصه درگیرند / یک به یک فال قهوه می گیرند
عاقبت وقت و پول را به هدر / می دهند این زنان خوش باور
روز تعطیل با همین تدبیر / می کند روحیاتشان تغییر!
نسیم عرب امیری نظرات شما عزیزان: چهار شنبه 24 ارديبهشت 1393برچسب:, :: 11:36 :: نويسنده : بهمن خسروجردی
![]() ![]() |